خرید بک لینک

تلافی هایش هم خنده دار است! 6روز تمام آنلاین میشد و پیام های مرا نمیخواند! جالبش اینجاست استوری های اینستا را ریپلای میزد طوری که معلوم نمیشد قهر است یا آشتی. دیشب عصبانی شدم، پیام دادم "تو بی احترامی رو به تهش میرسونی همیشه، یه جوری که آدم ببُره!" بلافاصله بعدش خواند و جواب داد چرا؟ و من گفتم از نادیده گرفتنش، گله کردم و اشک ریختم. در جوابم ویس فرستاد "عزیزم من 6 روز پیامای تو رو نخوندم تو فکر کنم نزدیک 2-3 ماه پیامای منو باز نکرده بودی، نخونده بودی، بعدشم اومدی به روی خودت نیاوردی اصن!" صدایش از داخل ماشین می آمد، چیزی که واضح بود این بود من دوستش داشتم اما دیگر نمیتوانستم تحمل کنم یک سری چیزها را! اگر صحبت کارساز بود همان سری های قبل به نتیجه میرسیدیم! باز هم تند حرف زدم. این وسط شاید کاملاً حق با من نباشد اما با او هم نیست. طبق معمول چون در راه بود صحبت موکول شد به زمان دیگری. هدف از پیامم نه ایجاد رابطه ی مجدد، نه دوست داشته شدن، نه توجه کردن بلکه این بود برای آخرین بار ببینمش و هدیه ای که زمان زیادی برایش گذاشتم تا باب میلم شود به او بدهم. لج کرده، سوهان روحم شده. یک بار دیگر درخواست میکنم و اگر جواب درستی نگرفتم دوباره رهایش میکنم. من آدم صبر و حوصله و منتظر ماندن نیستم و لئو هنوز این را درک نکرده است. صبح با حال افتضاح بیدار شدم و استوری اش را دیدم که بعد از این بحث یک طرفه گذاشته بود. آهنگ "نامه ای برای تو" از استاد شجریان که بازخوانی کرده بود. "ای که دور از تو چون مرغ پر شکسته ام، بی تو در باغ غم منتظر نشسته ام. مینویسم امشب از صفای دل، نامه ای پرآرزو برای تو، که به دیدنم بیا، دور از این بهانه ها! تو طنین شعر عاشقانه ای، همچو روح شادی زمانه ای! تو بیا که بشکفد به لبم ترانه ای .." دلم ریخت. لعنتی جوری در قلبم جا خشک کرده که گمان نمیکنم هیچوقت او را از یاد ببرم. دلم میخواهد یک بار دیگر آن چشم های ستودنی را ببینم و اگر نشود .. امیدوارم بشود ..

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۶ساعت 14:12&nbsp توسط مونی |

برچسب: نویسنده: رادین موسوی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 13:44

صفحه بندی