-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 21:54
بعد از مدت ها اومدم اينجا، اكثراً آدرستون عوض شده و نميتونم پيداتون كنم. كجاييد؟
24. شب خاطره انگیز
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
25. بازگشت
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
گاهي تلاش ميكني، تا ميتواني تلاش ميكني، كه بشود چيزي كه تو ميخواهي. نميشود! كنار مي آيي، رهايش ميكني به امان خدا. درست جايي كه انتظار نداري ورق برميگردد و همه چيز بر وفق مُراد ميشود. ديشب با آلتو راجب لئو حرف ميزديم و كاري كه كردم، گفت مردها مثل زن ها نيستند تا ابد يكي را گوشه ي ذهنشان نگه دارند، هر...
27. بلاروس
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
لئو؟ لئوي من! چرا هرچه تلاش ميكنم از تو دورتر ميشوم؟ از تو و رفتارهايت دلگيرم. اينكه خيلي وقت ها اصلاً نميبيني موني اي وجود دارد. يني آنقدر بينمان فاصله افتاده كه تو سر از بلاروس درآوري و من روحم هم خبر نداشته باشد نزديك من نيستي؟ حتماً كساني مهم تر از من هستند كه بهشان بگويي. همان هايي كه دليل آنلا...
28. كپي
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
پيام داده كلي موني هست اينجا، من هم كه از ماجرا سر درنياورده بودم گفته بودم كجاست دقيقاً؟! او هم گفته بود نميشود كه از آنها عكس بگيرد! تازه دوهزاري ام افتاد راجب چه چيزي حرف ميزند. آدم هاي شبيه به چهره ي من :)) حالا هروقت يادش مي افتم خنده ام ميگيرد. احتمالاً هرقدمي كه برميدارد يك دور من را مرور ميك...
30. دوباره یکی شدنمان
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
32. پوچ مطلق
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
احساسی که خاموش شده، سازی که رها شده، کتاب هایی که تلنبار شده، آدم هایی که رفته اند، کلمه هایی که کنار هم ردیف نمیشوند. هیچ چیز را نمیدانم جز اینکه در این برهه از زمان تهی ترینم. تهیِ تهی .. + نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 0:47 توسط مونی |
33. كاهش پرستيژ
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 11:29
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
25. بازگشت
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
گاهي تلاش ميكني، تا ميتواني تلاش ميكني، كه بشود چيزي كه تو ميخواهي. نميشود! كنار مي آيي، رهايش ميكني به امان خدا. درست جايي كه انتظار نداري ورق برميگردد و همه چيز بر وفق مُراد ميشود. ديشب با آلتو راجب لئو حرف ميزديم و كاري كه كردم، گفت مردها مثل زن ها نيستند تا ابد يكي را گوشه ي ذهنشان نگه دارند، هر...
26. مسیحا
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
هرچقدر هم بگی من دیگر به گذشته فکر نمیکنم باز هم چیزهایی هستند که تورا بیندازند داخل تونل زمان و ببرند به روزهایی که به خیالت فراموششان کرده ای! خواستیم روز جمعه ای شام را با خانواده بیرون بخوریم، از پله ها که بالا رفتم یک پسربچه با صورت سفید و لپ های صورتی و موهای بور و نسبتاً بلند دیدم. میخکوب شدم...
27. بلاروس
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
لئو؟ لئوي من! چرا هرچه تلاش ميكنم از تو دورتر ميشوم؟ از تو و رفتارهايت دلگيرم. اينكه خيلي وقت ها اصلاً نميبيني موني اي وجود دارد. يني آنقدر بينمان فاصله افتاده كه تو سر از بلاروس درآوري و من روحم هم خبر نداشته باشد نزديك من نيستي؟ حتماً كساني مهم تر از من هستند كه بهشان بگويي. همان هايي كه دليل آنلا...
28. كپي
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
پيام داده كلي موني هست اينجا، من هم كه از ماجرا سر درنياورده بودم گفته بودم كجاست دقيقاً؟! او هم گفته بود نميشود كه از آنها عكس بگيرد! تازه دوهزاري ام افتاد راجب چه چيزي حرف ميزند. آدم هاي شبيه به چهره ي من :)) حالا هروقت يادش مي افتم خنده ام ميگيرد. احتمالاً هرقدمي كه برميدارد يك دور من را مرور ميك...
29. دیدار
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
تلافی هایش هم خنده دار است! 6روز تمام آنلاین میشد و پیام های مرا نمیخواند! جالبش اینجاست استوری های اینستا را ریپلای میزد طوری که معلوم نمیشد قهر است یا آشتی. دیشب عصبانی شدم، پیام دادم "تو بی احترامی رو به تهش میرسونی همیشه، یه جوری که آدم ببُره!" بلافاصله بعدش خواند و جواب داد چرا؟ و من گفتم از نا...
31. ماه کامل پارت 24
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
یک جای فیلم دختر میگفت "من اگر با هر رفتار سرد میشکستم، تاحالا تکه تکه شده بودم!" و من فکر کردم چقدر تا به حال خلاف این جمله عمل کردم و به خودم ظلم کردم. با هر رفتار سردی به جای مجازات طرف مقابل یا حتی نادیده گرفتن، خودم را مجازات کردم و زانوی غم بغل گرفتم. تا جایی که باورم شد کسی نمیتواند مرا دوست ...
32. پوچ مطلق
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
احساسی که خاموش شده، سازی که رها شده، کتاب هایی که تلنبار شده، آدم هایی که رفته اند، کلمه هایی که کنار هم ردیف نمیشوند. هیچ چیز را نمیدانم جز اینکه در این برهه از زمان تهی ترینم. تهیِ تهی .. + نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 0:47  توسط مونی |
1. مجازی شدن واقعیت ها
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 5:26
اصلاً ما از آنجایی وارد دنیای مجازی شدیم که به حرف هایمان توجه نکردند، به حریم شخصی مان احترام نگذاشتند، آن ها حتی به دفترچه ی خاطرات هم رحم نکردند. حالا مابین این همه ندیدن ها و کم دیدن ها و بی توجهی ها، هرکس جایی را برای خلوت خود انتخا
2. دست تقدیر یا اراده ی خویش؟
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 5:26
آلتو زودتر از من رسیده بود، نزدیک پارک پایین خانه منتظر مانده بود، باکلی استرس سوار شدم، دومین بار بود که بعد از دوسال میدیدمش. هنوز سلام نکرده خم شد و گونه ام را بوسید، بدون حرفی حرکت کرد، بابت مسائل اخیر دلخور بودیم اما او طبق معمول زود